زورکي نخند غزيزم ميدونم اومدي بازي
نميخوام اين آخرين بازيه زندگيم ببازي
خودتو راحت کن و فکر کن که جبران گذشتست
اومدي بشکني بشکن
از من ساده چي مونده؟
قبل تو هرکي بوده تموم تار و پود سوزونده
توهم از يکي ديگه سوختي ميخواي تلافي باشه
بيا اين تو و دلو باقيه احساسي که مونده
دل ما انقده سادست موندنس مرگ 2بارست
آسمون سينه ي ما خيلي وقته بي ستارست
هميني که باقي مونده واسه دلخوشي تو بشکن
تيکه تيکه هامو بردن آخرينشم تو بکن
نميخوام بگذره عمري
خسته شي واسه فريبم
يقتو نميگيره هيچکس
آخه من اينجا غريبم
بزنو برو عزيزم مثه هر کس که زدو رفت
تفلي اين دل که هميشه به گناه ديگرون مرد
نوشته شده توسط الیا در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:1 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بعد از اینم آشیانت هر کس است
باش با او یاد تو ما را بس است
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY